خصوصیات مردم کاشان چگونه است؟

0

کاشان را به خاطر داشتن مردمانی مذهبی و بافرهنگ همیشه ستایش کرده اند و حالا نیز به همین علت و به خاطر معماری خاص آن جزو گردشگرپذیرترین شهرهای کشورمان محسوب می شود.

یکی از علت های که کاشان توانسته اهمیت پیداکند، به دلیل قرار گیری در راه تجاری و ارتباطی است که در تمام دوره های تاریخی، در مسیر آن قرار داشته است.

ویژگی های اخلاقی و رفتاری مردمان شهرهای بزرگ و کوچک ایران با تفاوت های جزئی مشابه مواردی همچون :مهمان نوازی، تعارف، دم غنیمتی بودن، دانش دوستی و… است.

اما با توجه به گوناگونی اقلیمی، اجتماعی و اقتصادی هر منطقه، مردم برخی شهرهای کشورمان از خصوصیت هایی برخوردارند که در طول زمان بدان ویژگی ها شناخته می شوند و این موارد مورد توجه مردمان سایر شهرها و جهانگردان، قرار گرفته است.

نظرات جهانگردان در مورد خصوصیات مردم کاشان

نظرات جهانگردان در مورد خصوصیات مردم کاشان

جهانگردانی که به کاشان سفر کرده، از این مناطق بازدید می کردند و نظرات خود در مورد وضعیت شهر کاشان و فرهنگ و خصویات مردم کاشان را در سفرنامه هایشان به یادگار گذاشته اند.

پیر لوتی نویسنده فرانسوی می گوید:

” کاشان نه تنها آیینه تاریخ تمدنی کهنسال، که آیینه خلاقیت بشر است و خود به تنهایی کهکشانی است که از دست یافتن به آن در ژرفای زیبایی و عظمتش ممکن نیست. ”

مردم کاشان ادب دوست، بافرهنگ و حساس اند. این حساسیت در شعر شاعرانشان به خوبی نمایان است. از ویژگی های مردم کاشان شهرت آن ها به بازرگانی و غنیمت دانستن فرصت ها در کسب و کار است، به همین سبب با دیگر مردمان بسیار مدارا می کنند و به مذهب شیعه سخت پای بندند.

حاج سیاح در خصوص کاشانی های این چنین نوشته است :

” بیشتر اهل کاشان کارکن و باهوش هستند، . . . ، ادبا، نوسندگان، اهالی فضل و امرای درباری کشانی بیشتری نسبت به سایر بلاد ایران وجود دارد. اشخاص بزرگی از خاک کاشان برخواسته اند مثل فیض کاشانی و . . . و در نزدیکی کاشان، شهرستان نراق قرار دارد که به واسطه دانشمندان شیوه سلوک، زمانی هند ایرن لقب گرفته بود. ”

یاقوت حموی نیز در معجم البلدان در مورد ایمان مردم کاشان می نویسد:

عده ای از علویان ساکن کاشان منتظر هستند که صبح فردا قائم آنان ظهور کند و در هر طلوع، مسلح سوار بر اسب به خارج از شهر می روند و متاسف برمی گردند.

زبان کاشانی ها عموما فارسی است. ولی در روستاهای حاشیه شهر، زبان رایجی و تاتی رواج دارد که اصل آن در واژه های فارسی دری یا فرس قدیم است. شرابی در تاریخ کاشان می نویسد:

مردم بلوک (حومه) را زبانی دیگر است که اهل شهر از فهم معانی آن بی خبرند و آن را زبان رایجی گویند که دارای واژه های دری فراوانی است.

کاشان همیشه به عنوان شهری مذهبی شناخته می شود، به طوری که در زمان صفویه کاشان پایتخت مذهبی ایران شناخته شده بود تقریبا مذهب تمام مردم کاشان، شیعه است و به خاطر ایمان راسخ، زهد و تقوای بی نظیر شیعیان آن از صدر اسلام تاکنون با نام دارالمومنین در صدر شهرهای شیعه نشین قرار گرفته و به نیکی از آن یاد شده است، البته در گذشته دور عده ای از یهودیان نیز در کاشان ساکن بوده اند که از دوره صفوی تعداد آن ها زیاد بوده لیکن امروزه تعداد کمی از آنان در این شهر اقامت دارند.

خصوصیات مردم کاشان

آداب و سنن مردم کاشان

از دیگر خصوصیات مردم کاشان این است که آداب و رسوم مذهبی و ملی را همچنان بر طبق سنت های گذشته خود بجا می آورند. برگزاری مراسمی چون کلوخ اندازی چند روز قبل از ماه رمضان، هدیه رمضان، آشتی کنون، روزه واکنی، هوم بابایی، گلاب گیری، قالی شویان، عید غدیر، قربان و همچنین عید نوروز در این شهر وجود دارد.

خصوصیات مردم کاشان

آیا کاشانی ها ترسو هستند؟

تقریبا در عموم سفرنامه های دوره قاجاری و پس از آن، به موضوع ترس کاشانی ها اشاره شده است. گرچه سیاحان این دوره اشاره کرده اند که کاشانی ها به جبن و ترس شهرت دارند، اما تقریبا هیچ کدامشان به این نکته اذعان نکرد ه اند. بلکه حتی خلاف آن را به عینه دیده اند.

در افواه عامه، ترس کاشیان مربوط به واقعه ای از دوران مغول است. اما در هیچ کدام از سفرنامه ها و کتاب های جغرافیای تاریخی قبل از دوره قاجاری، اشاره ای به ترس کاشیان نشده است.

آن چه در سفرنامه های دوره قاجار به عنوان مستند ترس آنان مطرح شده است، داستان افسانه گونه ای از حضور لشکریان کاشان نزد پادشاه است. بر اساس این داستان؛ وقتی فوج کاشیان به خدمت پادشاه رسیده بودند، از شاه درخواست کردند تا چند نفر مأمور را در راه بازگشت به کاشان با آن ها همراه کند، تا از راه زنان در امان باشند.

در اکثر سفرنامه های دوره قاجاری، این داستان به گونه های مختلف آمده است. در برخی از آن ها نیز تاکید شده است که این گونه داستان ها برای هم صحبتی و به اصطلاح کوتاه شدن مسیر سفر انجام می شده است و هیچ مصداق و مورد عینی ندارد.

نکته جالب این است که در تعدادی از این سفرنامه ها اشاره شده است که جبن در ایران به کاشیان اختصاص ندارد بلکه مردم ایران به طور کلی جبون و ترسو هستند.

در این میان «ادوارد براون» (۱۸۸۷م) بر آن است که در ترسو بودن کاشیان اغراق شده است. همچنین «والترهینتس» که در سال ۱۳۱۵ خورشیدی به کاشان آمده، بیان نموده به باور من به ناحق در ضرب المثل آورده اند که کاشیان از شجاعت برخوردارنیستند.

در این بین «جکسن» (۱۹۰۶م) ضمن اشاره به شهرت کاشیان به ترس بیان می دارد: «خوش بختانه در مدتی که در آن جا بودم حاثه ای رخ نداد که دال بر جبن آن ها باشد.»

با این اوصاف در دو جا بیان شده است که به دلیل شهرت کاشیان به ترس، از کاشان سربازگیری نمی شده است. چنان که «وامبری» (۱۸۶۴م و/۱۲۴۱ش) بر آن است که «مردم کاشان نزد همه ایرانی ها به ترسو بودن نام آورند، تا جایی که از خدمت سربازی بخشوده شده اند.»

همچنین «هینریش بروکشن» (۱۸۶۰م) در اشاره به جُبن کاشی ها بیان نموده است: «از طرف دولت سربازگیری از پاره ای از شهرستان ها به علت آن که مردم آن جا معروف به کم جرأتی و ترسو بودن هستند منع شده است. از جمله از گیلان و شهر صنعتی کاشان، سربازان داوطلب قبول نمی شوند، زیرا مردم این دو شهر به بزدلی و ترس شهرت دارند.»

یکی از دلایلی که می تواند ترس ذاتی کاشیان را نقض کند، شهامت و جسارت «نایب حسین کاشی» و پسران و نیروهای کاشانی آن است که چند دهه به غارت گری در نقاط مرکزی ایران پرداخته و با حاکمان و نظامیان مختلف جنگیده و با سلحشوری در مقابل دولت مرکزی گردن کشی کرده اند و دولت تا چند دهه توان نابودی این تشکیلات را نداشته است.

سخن بر سر درستی و یا نادرستی اعمال نایبیان نیست، ولی مسلم است که منشأ چنین گردن کشی، نمی تواند جبن باشد.
به جز آن، در تمام دوره های تاریخی که ما می شناسیم، کاشیان به نسبت خود بیش از همه شهرهای ایران در کارهای صدارت و وزارت سلاطین به کار گرفته می شده اند.

چطور امکان دارد که کارهای خطیر کشورداری آن هم در دوران خشونت معمول حاکمان را به مردمی جبون و بزدل بسپارند؟

همچنین در هیچ یک از کتاب های جغرافیای تاریخی ایران تا قبل از قاجار که به وصف کاشان پرداخته اند، به جبن مردمان این شهر اشارت نشده است. پس نمی توان مبنای تاریخی بر جبن کاشیان در نظر گرفت. هم چنان که در سفرنامه های دوره قاجاری و پس از آن هیچ نمونه واقعی و حقیقی مبنی بر جبن کاشیان به دست نداده اند، بلکه حتی از غیرواقعی بودن آن سخن گفته اند.

برای پی بردن به این معنا به سراغ همان سفرنامه هایی می رویم که به شهرت کاشیان در ترس اشاره کرده اند. «فرد ریچارد» در سفرنامه خود (۱۹۳۰م) تحسین جرأت مردم قزوین، تبریز و همدان و شیراز و یزد و انتساب اهالی قم، کاشان و اصفهان را بدین علت می داند که مردم پنج شهر اول از جمله شهرهایی بودند که مورد هجوم مهاجمان واقع شده و تا اندازه ای از نوادگان قبایل جنگ جو و مبارز هستند، در حالی که اجداد مردم شهرهای اخیر برای مدت چندین قرن به مشاغل شهری اشتغال داشته اند.

همچنین «جرج کرزن» نیز در کتاب «ایران و قضیه ایران» (۱۸۹۰م) علت شهرت کاشیان به ترس در سرزمینی که شجاعت ارج کافی ندارد را به واسطه پرداختن مردم به کسب و تجارت در طی قرون متمادی می داند.

به نظر می رسد روحیه محافظه کاری و احیانا کاسب کاری برخی از کاشیان همراه با چاشنی زیرکی باعث شده است که خود را کمتر در معرض آسیب قرار داده اند. از طرفی سعی می کنند از معرکه هایی که هزینه زیاد اما سود ناچیز دارد دور باشند.

این امر برای زندگی در شهری که در مسیر شاه راه مرکزی ایران بوده و دائما در معرض تهاجم و غارت انواع و اقسام گروه های خون ریز بوده اند، ضروری می نماید. به بیان دیگر مردم این سامان به اندازه کافی از عقل معاش برخوردار بوده و ضریب ریسک پذیری آنان پایین است.

4.7/5 - (4 امتیاز)

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.